به نام او
سلام مهربان عالم
آنقدر نیامدم که امروز نداشته هایم بیشتر از داشته هایم است !! دنیا چرخید و چرخید و چرخید که برسد دل من همین جایی که نباید
دلتنگ شده ام شاید هم تو دلتنگ شدی و مرا خواندی ؛ این درست تر است ! تو مرا خواندی برای مرزبانی و برای سه شنبه هایی که میدانی ... تو مرا خواندی ...
محرم است و دل من کارزاری که میدانی ... دل من داغدار داغ هایی که میدانی ... خواستم بگویم مالایطاق است برایم ... اما تو مرا به خودت خواندی ... هنوز آنقدر میفهمم که به لیاقت نیامدم که میدانی ...
مهربان عالم ... مهربان عالم ! دنیا بی ظهورت نازیباست ... دنیا جای نامردمان شده هر روز بیشتر ...
دلم پیش توست و گوشم به زمزمه ای که وصیت امام علی ع است به عباسش: عباسم آب ننوشی در وقت تشنگی حسین ع ....
بد کردم میدانم اما مهربانی کن نگاهم کن ... گاهی گیر میکند گیر میکند این ناماندگار بی درمان ...
نگاهم کن ... نگاهت مرده را زنده میکند ... زنده ام کن
به امید فرج