من الغریب الی الحبیب

سلام عزیز 

برای دلتنگی ها و دلگیری های دنیا نقطه پایانی نیست !! غریبانه آمده ام به سویت حبیب دل ها ... 

گاهی نشدن می شود رسم زمانه ... گاهی نرسیدن !! 

حرف بسیار است و مجال ....‌

مهربانم .... درمان می شود تمام ناگفته ها به یک نگاهت 

پ.ن : دوستی بود با نام عنوان این درد و دل !! یادش گرامی 

 

غوطه خوردن !!

سلام عزیز 

دل را که رها کنی غوطه میخورد در رویاهای دور و نزدیک ، باید و نباید !! در این غوطه خوردن ها گاه زیاد آب میخورد و راه نفسش بند می آید 

حق با تو است !! 

 

یادمان می رود این دل ؛ امانت توست ! خانه عشق تو 

درش را باز میکنیم و هر چه باید و نباید واردش می شود ... بعد میشود غصه بزرگ زندگیمان که چه کنیم تا پاک شود 

 

مهربان عالم ! دلم در حال غوطه خوردن در امواج دنیاست ... دستش را بگیر ... نجاتش بده 

 

به امید فرج 

پ.ن : حرف هایم بسیار و مجال اندک است ... هیهات ...

امروز روز توست و من مهمان تو !

به نام او 

سلام عزیز 

جمعه ها غروب هایش دل گیر نیامدن توست اما امروز از اول صبحش برایم حکایت غروب را داشت 

دلتنگم و دل غوطه میخورد در اشکهایش ... در حسرت از دست دادن ها ؛ داغ عزیزان سفر کرده ... کوله بار سنگین ، گره های کور ...

حال دلم خوب نیست ! حال دل شما از دست امثال چون منی خوب است؟؟ 

باید تاب بیاورم در این هیاهوی پر اضطراب ... باید تاب بیاورد دلم بین این همه رنگ و نقش 

نگاهم مضطر نادیدنت شده ... دلم بی تاب دوریت ... نه !! نگاهم مضطر اعمال نباید ... دلم بی تاب بی اعتنایی هایش ... 

 

امروز روز توست و من مهمان توام مهربان 

امروز روز توست 

 

به امید فرج 

تو هستی و هستی و هستی!

به نام او

سلام امام خوبی ها 

این روزها دلم میخواهد همه جا بروم و به تمام مردم دنیا بگویم : تو خیلی هستی ! همه جا هستی در تمام زمان ها و مکان ها و دل ها 

به مردم خواب رفته شهر بگویم : آی مردم ! دست بجنبانید گیرنده هایمان خراب شده  کاری بکنید که فرستنده جواب گوی تمام درد و دل های ماست 

نمیدانم چرا زودتر کسی بیدارم نکرد که آی بنده خدا !! خدا همیشه هست ... امام زمان همیشه هست ... همیشه شنیده می شوی ! دیده میشوی .... 

 

مهربان عالم ! شکر که هستی برای ما بندگان سراپا تقصیر 

کافی است کمی از امروز از همین لحظه به اطرافمان بیشتر دقت کنیم ؛ آن وقت حضورت را ، نگاهت را هزاران بار بیشتر حس میکنیم 

دوستت دارم 

به امید فرج 

 

زنده ام کن

به نام او 

سلام مهربان عالم 

آنقدر نیامدم که امروز نداشته هایم بیشتر از داشته هایم است !! دنیا چرخید و چرخید و چرخید که برسد دل من همین جایی که نباید 

 

دلتنگ شده ام شاید هم تو دلتنگ شدی و مرا خواندی ؛ این درست تر است ! تو مرا خواندی برای مرزبانی و برای سه شنبه هایی که میدانی ... تو مرا خواندی ... 

محرم است و دل من کارزاری که میدانی ... دل من داغدار داغ هایی که میدانی ...  خواستم بگویم مالایطاق است برایم ... اما تو مرا به خودت خواندی ... هنوز آنقدر میفهمم که به لیاقت نیامدم که میدانی ... 

 

مهربان عالم ... مهربان عالم ! دنیا بی ظهورت نازیباست ... دنیا جای نامردمان شده هر روز بیشتر ... 

دلم پیش توست و گوشم به زمزمه ای که وصیت امام علی ع است به عباسش: عباسم آب ننوشی در وقت تشنگی حسین ع .... 

 

بد کردم میدانم اما مهربانی کن نگاهم کن ... گاهی گیر میکند گیر میکند این ناماندگار بی درمان ... 

نگاهم کن ... نگاهت مرده را زنده میکند ... زنده ام کن 

 

به امید فرج